محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

142

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كشته شدن عثمان با طلحه و زبير بيعت كنند ، زيرا همان‌گونه كه عقاد و ديگران گفته‌اند : « اين دو در بسيارى از آن‌چه دينداران محتاط بر عثمان خرده مىگرفتند شبيه به وى بودند . تهىدستان و نيازمندان بر او شورش مىكردند و او در ثروت غوطه‌ور بود . » « 1 » نگاه‌ها همه متوجه امام عليه السّلام گرديد و در رأس آنها مهاجران و انصار بر خلافت او پافشارى مىكردند ، با اين‌همه امام عليه السّلام خوددارى مىكرد و در پذيرش حكومت ترديد داشت . تا اين‌كه مردم پنج روز يا به قولى هشت روز را بدون خليفه گذراندند . همچنين گفته مىشود : كسانى كه عثمان را كشتند امام عليه السّلام را نيز در صورت پافشارى در نپذيرفتن خلافت به قتل تهديد مىكردند . درباره مالك اشتر مشهور است كه به امام عليه السّلام گفت : « دستانت را بگشا تا با تو بيعت كنيم يا فرصت را براى سومين بار از دست خواهى داد . » « 2 » مالك با اين سخن به آن‌چه در دو روز سقيفه و شورا اتفاق افتاد اشاره مىكند . ( اللّهمّ إنّهما قطعاني و ظلماني و نكثا بيعتي و ألّبا النّاس عليّ ) ضمير تثنيه در ( انّهما و الّبا ) طلحه و زبير هستند كه بيعت امام عليه السّلام را شكستند و با اعلام مبارزه ، مردم را بر ضد او شوراندند . ( فاحلل ما عقدا و لا تحكم لهما ما أبرما ) امام عليه السّلام از خداى پاك خواست كه چيزى از آن‌چه كه آنها با آشوب و نيرنگ مىخواهند و بر خلاف خشنودى خدا و مصالح مسلمانان است ، رخ ندهد . ( و أرهما المساءة فيما أمّلا و عملا ) آرزو و رفتار آنان در غيرخشنودى خداوند و بر خلاف مصلحت مسلمانان بود . ( و لقد استثبتهما قبل القتال ) از آنها خواستم نه به

--> ( 1 ) . العبقريات الاسلاميه : 894 . ( 2 ) . الإمامة و السياسة : 1 / 66 .